Time
They say you heal all wounds
But they don't talk about how you destroy How you tu beauty into ash.
Well you're nothing more than petrified wood to me
You're a dead tissue that won't decompose
You're nothing
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
هسته ی دوم حذف شد
____________________
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
فراموش نكن وقتى انسان به سنى ميرسه كه ميتونه دستگيره درو بگيره رفتن رو هم ياد ميگره
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
هسته ی چهارم حذف شد
_____________________
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
هسته ی پنجم حذف شد
_____________________
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
پ.ن: زندگیم شده عین حرفت... اما مثل سریال نمیگذره... کاش واقعیتم یهویی بود
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری

همون سوی چراغ :))
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری
چرا دیگه مثل قبلنا نمیتونم بنویسم ؟
وقت میرم به متنای قدیمی نگاه میکنم به همون تک و توکی که مونده هعی به خودم میگم خاک بر سرت هر روز داری بی هنر تر میشی ! اون از نقاشی و طراحی که حتی حوصله ندارم دیگه برم سمتش اینم از این ! نه حتی دیگه ذوق قدیما رو دارم برم عکاسی های خیابونی ! نشستم تو خونه و فقط راه دانشگاه تا خونه رو هر روز گز میکنم... حتی درسم نمیخونم ...
نگید هم انگیزه باید پیدا کنی چون واقعا انگیزه ای هم ندارم برا هیچ کاری !
برچسب:
نویسنده: ستایش باقری